حسن سيد اشرفى

480

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

بل لازم ما هو الفصل : يعنى « بل النّاطق لازم ما هو الفصل » و ضمير « هو » به ماء موصوله به معناى « معنايى » برمىگردد . و اظهر خواصّه : ضمير در « خواصّه » به فصل برگشته و اين عبارت عطف به « لازم » است . يعنى « بل النّاطق اظهر خواصّه » . و انّما يكون فصلا الخ : ضمير در « يكون » به ناطق برگشته و اين عبارت جواب سؤال است : كه اگر ناطق ، لازم فصل و اظهر خواصّ فصل بوده پس چرا به آن فصل مىگويند ؟ يوضع مكانه اذا لم يعلم نفسه : ضمير نايب فاعلى در « يوضع » به ناطق برگشته و ضمير در « مكانه » و « نفسه » به فصل حقيقى برمىگردد . بل لا يكاد يعلم : ضمير نايب فاعلى در « يعلم » به فصل حقيقى برمىگردد . و لذا ربّما يجعل لا زمان مكانه : مشاراليه « ذا » معلوم نبودن فصل حقيقى بوده و كلمهء « لا زمان » نايب فاعل « يجعل » و كلمهء « مكانه » مفعول دوّم بوده كه ضمير در آن به فصل برمىگردد . اذا كانا متساويى النّسبة اليه : ضمير تثنيه در « كانا » به لا زمان و در « اليه » به فصل برمىگردد . و عليه : ضمير در « عليه » به فصل حقيقى نبودن ناطق برمىگردد . فانّه و ان كان عرضا عامّا : ضمير در « انّه » و در « كان » به مفهوم شىء برمىگردد . لا فصلا مقوّما للانسان : يعنى « لا يكون فصلا الخ » . الّا انّه بعد تقييده بالنّطق : ضمير در « انّه » و « تقييده » به مفهوم شىء برمىگردد . و اتّصافه به : ضمير در « اتّصافه » به مفهوم شىء و در « به » به نطق برمىگردد . من اظهر خواصّه : ضمير در « خواصّه » به انسان برمىگردد . و بالجمله : يعنى « خلاصه آنكه » . الّا دخول العرض فى الخاصّة : مقصود از « العرض » عرض عامّ و مقصود از « الخاصّة »